جدیدترین مطالب پزشکی و سلامت در سایت پزشکین تبلیغات



گذشت کردن و بخشیدن باعث بهبود سلامت بدن می شود

 

  • . همچنين بخشش نمي تواند به طور مستقيم عصبانيت يك شخص را كه حاصل از ضعف شخصيت اوست مانند بي قراري اعتقاد نداشتن به ارزش هاي اخلاقي را اداره كند. بخشش، هر چند يك وسيله درماني قدرتمند است اما به تنهايي نمي تواند راه حل كاملي براي تنفر شديد، خصومت شديد و كينه شديد باشد.

بار ها پیش آمده است بخاطر رفتار ناشایست ، از فردی رنجیده باشید و یا حرف های کسی شما را آزرده باشد. این موضوع با خشم و عصبانیت همراه است که هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ جسمی برای بدن بسیار مضر است. اما آیا گذشت کردن باعث سلامتی می شود ؟ با مطالعه این مقاله به جواب سوالتان خواهید رسید.

اين كه سرچشمه زندگي را به دست بگيريد و اجازه ندهيد كه “گذشته ” كنترل شما را به دست بگيرد، نشان كاملي از قدرت است. ديگر اين كه بخشش به اين معنا نيست كه شما در همان سطحي هستيد كه شما را آزرده خاطر كرده است. بخشش و اطمينان به يك معنا نيست. زماني كه فردي موجب آزار شما مي شود، شايد مدت زماني لازم باشد كه دوباره شما به سطح قبلي اطمينان دست يابيد. در واقع اگر به فردي خسارت وارد آيد، آسيب و صدمه حادث شده است. قصد نداريم چيز اشتباهي را صحيح نشان دهيم بلكه نمي خواهيم به وسيله حوادث و رخدادها كنترل شويم. بخشش يعني گذشته را رها كردن تا بدين ترتيب بتوانيم به دنبال زندگي خود برويم. بخشش جزئي از زندگي است كينه بخشي از طبيعت انسان است اما اين حالت نه تنها سلامت روان، بلكه سلامت جسمي را نيز تحت تأثير قرار مي دهد. “ادگار گابريلو “، روانشناس مركز درماني فيلادلفيا، معتقد است كه بخشش جايگزين بسيار مناسبي براي خشم و انتقام است او مي گويد: خودخواهانه ترين كار براي خودتان، بخشيدن ديگران است. نتايج تحقيقات حاكي از آن است كه بخشش حداقل مي تواند از ۲ طريق تأثيرات مطلوبي به جاي بگذارد. يكي كاهش استرس ناشي از نبخشيدن (كينه توزي) است كه آميزه اي از ترشرويي، عبوسي، خشم، خصومت، نفرت و ترس را ايجاد مي كند. اين حالات تأثيرات فيزيولوژيك خاصي مانند بالا بردن فشار خون و اختلالاتي همچون بيماري هاي قلبي- عروقي، اختلال در سيستم ايمني بدن و احتمالا اختلال در كاركردهاي سيستم عصبي و حافظه را از خود بر جاي مي گذارد. در واقع هرگاه كينه را به دل خود راه بدهيد خود را در معرض يك مسئله حاد جسمي قرار داده ايد. براساس تحقيقات انجام شده، معلوم شده افرادي كه با دوستان، آشنايان و بستگان خود ارتباط بهتر، بيشتر و مطلوب تري دارند، نسبت به ديگر افراد از سلامت بيشتري برخوردارند و اين فايده دوم بخشايش است. به طور كلي بخشش بايد جزئي از زندگي انسان ها باشد و نه فقط پاسخي نسبت به شرايط يا اهانت هاي خاصي در زندگي آنان. روانشناسان ميان بخشش و بخشش عاطفي تمايز قائل شده اند. از نظر آنها بخشش عقلي، آشتي و مصالحه با فردي مقصر است اما بخشش احساسي يا عاطفي يك پذيرش دروني است. به ياد داشته باشيم كه بخشش، ما را ملزم نمي كند كه عدالت را ناديده بگيريم يا حق تحقير و اهانت را به ديگران دهيم. خشم نيز جزئي از احساسات انسان است اما نبايد عنصري ثابت و پايدار در زندگي يك فرد باشد. بدين مفهوم وقتي از بخشش صحبت مي شود، منظور تأييد رفتار ديگران نيست، بلكه منظور اين است كه رنج و درد را از درون خود بيرون بريزيم. گذشت نياز به آموزش دارد آنتوني ادوارد نويسنده كتاب “گذشت داشته باش ” مي گويد: “بخشش يك فرآيند است، نه يك عمل لحظه اي؛ اين فرآيند بايد در مقابل حس كينه جويي، به تدريج پرورش پيدا كند ” او كمك دوستان و افراد كارشناس را در پرورش اين حس مفيد مي داند. پيام نهايي اين صحبت ها چنين است. اگر به دنبال گرفتن انتقام از ديگران هستيد، ابتدا دو قبر آماده كنيد. فوايد بهداشتي جسمي و رواني بسياري شامل حال كساني مي شود كه گذشت مي كنند. اين فوايد بهداشتي براساس سن افراد و نيز تمايل به بخشيدن ديگران و خود و احساس مورد عفو قرار گرفتن، متفاوت است. بخشش خود و ديگران با كاهش ناراحتي هاي روحي از جمله احساس بي حوصلگي، نااميدي و عصبانيت مرتبط است. به طور كلي بيشتر مردم نياز دارند درباره بخشش آموزش و يادگيري داشته باشند تا بتوانند همديگر را ببخشند. بسياري از تحقيقات نشان مي دهد كه بخشش به طور مستقيم بر هيجان عصبانيت به وسيله كاهش شدت آن در قلب و فكر اثر مي گذارد. همچنين هر وقت بخشش نسبت به يك نارضايتي يا تجربه آسيب زاي زندگي كسي به طور موفقيت آميز به كار برده شود، از عصبانيت آن رنجش مي كاهد. گذشت كردن علاوه بر اين كه يكي از عناصر كليدي مراقبت مذهبي است، به عنوان يكي از عناصر روان درماني هم مطرح شده است. اما مدل هاي ارائه شده، تأثير اندكي بر درمانگري داشته اند. مي توان گفت كه يكي از محدوديت هاي عمده روش هاي مشاوره و روان درماني غيرمذهبي، به تشخيص ندادن نقش كليدي بخشش در شفاي روان شناختي مربوط مي شود. با اين همه، ترغيب به بخشش، يكي از رايج ترين مداخله هاي معنوي است كه روان درمانگران از آن استفاده مي كنند. بايد گفت براي اين كه بخشش اثربخش و شفادهنده باشد، بايد در وقت مناسب صورت بگيرد، هر چند كه با اين وجود نيز، گاه رنجيدگي و آسيب وارده آنچنان عظيم است كه بخشش امكانپذير نيست. وسيله درماني قدرتمند بخشش نمي تواند يك راه حل واحد براي همه دردهاي احساسي كه از وقايع آسيب زاي زندگي منتج شده است باشد، بلكه مي تواند كمك كند تا درجه غم حاصل از آسيب هاي احساسي كاهش يابد. به نظر نمي آيد كه بخشش، نااميدي و يأس و درد عميقي را كه شماري از مردم از خيانت، تجربه مي كنند التيام ببخشد. همچنين بخشش نمي تواند به طور مستقيم عصبانيت يك شخص را كه حاصل از ضعف شخصيت اوست مانند بي قراري اعتقاد نداشتن به ارزش هاي اخلاقي را اداره كند. بخشش، هر چند يك وسيله درماني قدرتمند است اما به تنهايي نمي تواند راه حل كاملي براي تنفر شديد، خصومت شديد و كينه شديد باشد.
گذشت كنيد تا سالم بمانيد گذشت و بخشش مي تواند نخستين قدم در كنترل و مديريت خشم و عصبانيت باشد و بيشتر اوقات قوي ترين تكنيك براي بازيابي كنترل بر زندگي است. بخشش به معناي چشم پوشي از اتفاقي كه براي شما افتاده، نيست. بلكه بدين معناست كه شما به نوعي نمي گذاريد كنترل شما به دست خشم و هيجان منفي بيفتد. از سوي ديگر بخشش به معناي ضعف شما نيست. اين كه سرچشمه زندگي را به دست بگيريد و اجازه ندهيد كه “گذشته ” كنترل شما را به دست بگيرد، نشان كاملي از قدرت است. ديگر اين كه بخشش به اين معنا نيست كه شما در همان سطحي هستيد كه شما را آزرده خاطر كرده است. بخشش و اطمينان به يك معنا نيست. زماني كه فردي موجب آزار شما مي شود، شايد مدت زماني لازم باشد كه دوباره شما به سطح قبلي اطمينان دست يابيد. در واقع اگر به فردي خسارت وارد آيد، آسيب و صدمه حادث شده است. قصد نداريم چيز اشتباهي را صحيح نشان دهيم بلكه نمي خواهيم به وسيله حوادث و رخدادها كنترل شويم. بخشش يعني گذشته را رها كردن تا بدين ترتيب بتوانيم به دنبال زندگي خود برويم. بخشش جزئي از زندگي است كينه بخشي از طبيعت انسان است اما اين حالت نه تنها سلامت روان، بلكه سلامت جسمي را نيز تحت تأثير قرار مي دهد. “ادگار گابريلو “، روانشناس مركز درماني فيلادلفيا، معتقد است كه بخشش جايگزين بسيار مناسبي براي خشم و انتقام است او مي گويد: خودخواهانه ترين كار براي خودتان، بخشيدن ديگران است. نتايج تحقيقات حاكي از آن است كه بخشش حداقل مي تواند از ۲ طريق تأثيرات مطلوبي به جاي بگذارد. يكي كاهش استرس ناشي از نبخشيدن (كينه توزي) است كه آميزه اي از ترشرويي، عبوسي، خشم، خصومت، نفرت و ترس را ايجاد مي كند. اين حالات تأثيرات فيزيولوژيك خاصي مانند بالا بردن فشار خون و اختلالاتي همچون بيماري هاي قلبي- عروقي، اختلال در سيستم ايمني بدن و احتمالا اختلال در كاركردهاي سيستم عصبي و حافظه را از خود بر جاي مي گذارد. در واقع هرگاه كينه را به دل خود راه بدهيد خود را در معرض يك مسئله حاد جسمي قرار داده ايد. براساس تحقيقات انجام شده، معلوم شده افرادي كه با دوستان، آشنايان و بستگان خود ارتباط بهتر، بيشتر و مطلوب تري دارند، نسبت به ديگر افراد از سلامت بيشتري برخوردارند و اين فايده دوم بخشايش است. به طور كلي بخشش بايد جزئي از زندگي انسان ها باشد و نه فقط پاسخي نسبت به شرايط يا اهانت هاي خاصي در زندگي آنان. روانشناسان ميان بخشش و بخشش عاطفي تمايز قائل شده اند. از نظر آنها بخشش عقلي، آشتي و مصالحه با فردي مقصر است اما بخشش احساسي يا عاطفي يك پذيرش دروني است. به ياد داشته باشيم كه بخشش، ما را ملزم نمي كند كه عدالت را ناديده بگيريم يا حق تحقير و اهانت را به ديگران دهيم. خشم نيز جزئي از احساسات انسان است اما نبايد عنصري ثابت و پايدار در زندگي يك فرد باشد. بدين مفهوم وقتي از بخشش صحبت مي شود، منظور تأييد رفتار ديگران نيست، بلكه منظور اين است كه رنج و درد را از درون خود بيرون بريزيم. گذشت نياز به آموزش دارد آنتوني ادوارد نويسنده كتاب “گذشت داشته باش ” مي گويد: “بخشش يك فرآيند است، نه يك عمل لحظه اي؛ اين فرآيند بايد در مقابل حس كينه جويي، به تدريج پرورش پيدا كند ” او كمك دوستان و افراد كارشناس را در پرورش اين حس مفيد مي داند. پيام نهايي اين صحبت ها چنين است. اگر به دنبال گرفتن انتقام از ديگران هستيد، ابتدا دو قبر آماده كنيد. فوايد بهداشتي جسمي و رواني بسياري شامل حال كساني مي شود كه گذشت مي كنند. اين فوايد بهداشتي براساس سن افراد و نيز تمايل به بخشيدن ديگران و خود و احساس مورد عفو قرار گرفتن، متفاوت است. بخشش خود و ديگران با كاهش ناراحتي هاي روحي از جمله احساس بي حوصلگي، نااميدي و عصبانيت مرتبط است. به طور كلي بيشتر مردم نياز دارند درباره بخشش آموزش و يادگيري داشته باشند تا بتوانند همديگر را ببخشند. بسياري از تحقيقات نشان مي دهد كه بخشش به طور مستقيم بر هيجان عصبانيت به وسيله كاهش شدت آن در قلب و فكر اثر مي گذارد. همچنين هر وقت بخشش نسبت به يك نارضايتي يا تجربه آسيب زاي زندگي كسي به طور موفقيت آميز به كار برده شود، از عصبانيت آن رنجش مي كاهد. گذشت كردن علاوه بر اين كه يكي از عناصر كليدي مراقبت مذهبي است، به عنوان يكي از عناصر روان درماني هم مطرح شده است. اما مدل هاي ارائه شده، تأثير اندكي بر درمانگري داشته اند. مي توان گفت كه يكي از محدوديت هاي عمده روش هاي مشاوره و روان درماني غيرمذهبي، به تشخيص ندادن نقش كليدي بخشش در شفاي روان شناختي مربوط مي شود. با اين همه، ترغيب به بخشش، يكي از رايج ترين مداخله هاي معنوي است كه روان درمانگران از آن استفاده مي كنند. بايد گفت براي اين كه بخشش اثربخش و شفادهنده باشد، بايد در وقت مناسب صورت بگيرد، هر چند كه با اين وجود نيز، گاه رنجيدگي و آسيب وارده آنچنان عظيم است كه بخشش امكانپذير نيست. وسيله درماني قدرتمند بخشش نمي تواند يك راه حل واحد براي همه دردهاي احساسي كه از وقايع آسيب زاي زندگي منتج شده است باشد، بلكه مي تواند كمك كند تا درجه غم حاصل از آسيب هاي احساسي كاهش يابد. به نظر نمي آيد كه بخشش، نااميدي و يأس و درد عميقي را كه شماري از مردم از خيانت، تجربه مي كنند التيام ببخشد. همچنين بخشش نمي تواند به طور مستقيم عصبانيت يك شخص را كه حاصل از ضعف شخصيت اوست مانند بي قراري اعتقاد نداشتن به ارزش هاي اخلاقي را اداره كند. بخشش، هر چند يك وسيله درماني قدرتمند است اما به تنهايي نمي تواند راه حل كاملي براي تنفر شديد، خصومت شديد و كينه شديد باشد.

اشتراک:


نظر خود را بیان کنید