جدیدترین مطالب پزشکی و سلامت در سایت پزشکین تبلیغات



از کدام افراد مشورت بگیریم

 

  • خواهید دید که اگر رویاهایتان را بنویسید، آن ظاهر ترسناک و مهیب جای خود را به رویاهایی قابل لمس و دست یافتنی می دهند که در انتهای مسیری هدفمند و روشن و شفاف قرار گرفته اند

تصمیم گیری در زندگی همه ی ما وجود دارد. بسیاری از اوقات پیش آمده است که برای شروع کاری تصمیم گرفته ایم اما اطرافیان مارا از انجام آن کار نهی می کنند. این پاسخ های منفی باعث ایجاد حس نا امیدی در فرد می شود. پس بهتر است که در تصمیم گیری ها با هر کسی مشورت نکنیم.

مثلاً شما قصد دارید کار خوبی را که حقوق بالایی هم دارد ترک کرده کسب و کاری مستقل به راه بیندازید و دیگر کارمند نباشید. وقتی که به دیگران می گویید که چنین قصدی دارید، همگی سرشان را به علامت نفی تکان می دهند و می گویند: «به نفع خودت است که این کار را نکنی.» این افراد همگی به شما علاقه مندند و موفقیت و خوشبختی شما آرزویشان است ولی وقتی که سرشان را با قاطعیت به نشانه نفی گفته هایتان تکان می دهند، می توانند راه ورود شما به جاده هدف را سد کنند.

متاسفانه اکثر ما این نظرات و گفته های منفی را درونی می کنیم و این بارهای منفی باعث می شوند که ما در میانه راه به درستی هدفمان شک کنیم و از ادامه راه منصرف شویم در اکثر مواقع رویایمان را به حاشیه می رانیم و همان کار قبلی را از سر می گیریم. اما چرا؟ علتش اینست که عده ای برای شروع کاری و موفقیت در آن به تایید دیگران محتاج هستند و این طور باور دارند که وقتی دیگران ایده خوبی درباره کارشان داشته باشند پس قطعاًَ فکر و رویای آنها نیز منطقی و قابل تحقق است. ولی بدانید که اگر می خواهید به رویاهایتان جامه عمل بپوشانید باید یاد بگیرید که از خودتان در برابر این انرژی های منفی دفاع کنید و رویایتان را حفاظت نمایید. به جای این که به این صداهای ناامیدکننده گوش کنید به ندای درونتان و سخنان آن مربی درونی توجه نمایید. این مربی همان وجود کوچکی است که در درون شما زندگی می کند و در همه حال همراه شماست ولی مشکل اینست که اکثر مواقع مورد بی توجهی واقع می شود و در حاشیه قرار می گیرد. مربی درون صدای آهسته ای دارد که اگر دقت نکنید زیربار سنگینی توصیه ها و گفته های یأس آور دیگران خاموش خواهد شد. دقت کنید! منظور ما از این حرف ها این نیست که هرگز با کسی مشورت نکنید و به توصیه های دیگران بی توجه باشید. نه، مشورت قبل از شروع هرکاری ارزشمند و مفید است ولی باید مراقب باشید که گفته ها و توصیه هایی که از احتیاط و دقت در کار حرف می زنند را با سخنان ناامیدکننده و منفی اشتباه نگیرید و بالعکس. ندای درون عامل اصلی تصمیم گیری است. ارزش های شخصی و باورها و تجربیات شما همگی نت های موسیقی درون را تشکیل می دهند که بازتاب ایده ها و گفته های بقیه نیز در شکل گیری آوای مربی درونی موثر است. وقتی که می خواهید تصمیم گیری کنید ابتدا دقت کرده ببینید که آیا مربی درون واقعاً از وجود شما حرف می زند یا این که فقط صحبت های اطرافیان را بازتاب می کند. در ضمن اگر می خواهید مشورت کنید به سراغ افرادی بروید که در کارشان موفق و پیروز هستند. از آنها نظر بخواهید نه از کسانی که در همان کار موردنظر شما شکست خورده اند. واضح است کسی که تجربه خوبی از کاری نداشته باشد نمی تواند توصیه های امیدوارکننده ای ارائه دهد.

اگر به این نتیجه رسیدید که این مربی درونی واقعاً متعلق به خودتان است آنگاه بررسی کنید و ببینید که آیا حرف ها و نظراتش منطقی و معتبر هست یا نه. اگر به ایده یا توصیه ای برخوردید که منطقی نبود و با عقل جور در نمی آمد سریعاً آن را حذف کنید. گاهی اوقات این صدای درونی برآمده از ترس است؛ ترس از شکست، ترس از ریسک، ترس از موفقیت یا ترس از هرچیز غیرمنطقی. بدانید که ترس می تواند شما را ناتوان از پیشرفت کند. شاید بپرسید که راه غلبه براین ترس ها چیست؟ نوشتن. بنشینید و اهداف و برنامه های رسیدن به آنها را روی کاغذ بیاورید. زمانی که این اهداف روی کاغذ آمدند باید به سوالات مهمی پاسخ دهید. کدام یک از این اهداف، خواسته و آرزوی واقعی من است؟ برای نیل به آن باید چطور برنامه ریزی کنم؟ آیا اصلاً این آرزو منطقی و قابل دسترسی است یا نه؟ اگر که در این راه موفق شوید، زندگیتان چه تغییراتی خواهد کرد؟ آیا ثروتمندتر خواهید شد؟ وقت آزاد بیشتری خواهید داشت؟ اتومبیل تازه ای خواهید خرید؟ چقدر طول می کشد تا به این خواسته برسید؟

خواهید دید که اگر رویاهایتان را بنویسید، آن ظاهر ترسناک و مهیب جای خود را به رویاهایی قابل لمس و دست یافتنی می دهند که در انتهای مسیری هدفمند و روشن و شفاف قرار گرفته اند. در این نقطه و پس از خلق یک هدف منطقی، قابل لمس و دست یافتنی نوبت به طراحی نقشه راه می رسد. هدف را پیش روی خود بگذارید و برآورد کنید که برای دست یابی به آن چقدر زمان لازم دارید. اگر چند هدف پیش رویتان قرار داده اید، این کار را برای هرکدام انجام دهید و آنها را به ترتیب اولویت زمانی روی کاغذی بنویسید و اگر می توانید مقابل خود روی تابلویی بچسبانید. سپس تمامی مطالب و مفاهیمی که می توانند در رسیدن به هدف به شما کمک کنند را جمع آوری نمایید. بعد از هرکدام آنها نماد یا سمبلی تهیه کنید و کنار آن برنامه قرار دهید. این منابع می توانند مجلات، کتاب ها، دایره المعارف، سایت های اینترنت، بروشورها، تصاویر و هر منبع اطلاعاتی دیگر باشند. می توانید نشانه ای کلیدی از هر کدام از اینها را کنار نقشه راه و اهداف خود نصب کنید. این مجموعه را روی تابلویی که همیشه مقابل دیدتان باشد بچسبانید. در ضمن هرروز که منابع تازه ای پیدا کردید آنها را به مجموعه اضافه کنید و میزان پیشرفت خود را نیز در کنار این تصاویر و برنامه ها ثبت نمایید.

قبل از این که هرروز را آغاز کنید و به سرکارتان بروید، حداقل پانزده دقیقه به این «نمودار رویا» دقت کنید و روی آن تمرکز کاملی داشته باشید. خود را «ببینید» که این موفقیت ها را کسب کرده اید و یکی یکی مراحل این نمودار و جداول را طی می کنید. این خیال کردن نیست بلکه «دیدن» به واقع است. باید بارها و بارها در طول روز این تصویرسازی مثبت و انرژی بخش را انجام دهید و این حداقل پانزده دقیقه در صبح الزامیست. هنگامی که گفتگوی درونی مثبتی را با خودتان شروع کنید، این صدای صحبت دوستانه و نویدبخش بر صداهای مزاحم و منفی غالب می شود. خواهید دید که ذهن شما با آغوش باز پذیرای رویایتان خواهد شد. ابتدا این آرزو را در ذهنتان به تصویری واقعی تبدیل می کنید و سپس آن را به کلام درمی آورید و بعد به عمل دست می زنید و اندک اندک این رویا به عینیت درآمده آن را زندگی خواهید کرد.

 

اشتراک:


نظر خود را بیان کنید